خدمات پزشکی

مقالات الیزاروف ( بخش 2 )

افزایش قد با الیزاروف
الیزاروف

مقالات الیزاروف ( بخش 2  )

(Dhstraction   Ostogenesis) دیستراکشن استئو ژنزیس

به معنی استخوان سازس جدید مابین دو سطح استخوان زنده و پر عروق است که با دیستراکشن تدریجی از هم فاصله می گیرند. استخوان با کورتیکوتومی از هم جدا شده و بعد از حدود5روزتاخیر با ریت 1میلی متر،تقسیم یه ریتم25/. میلی متر 4بار در روز تحت کشش قرار می گیرند.

(Corticotomy) کورتیکوتومی

نوعی استئو تومی است که با انرژی کم،فقط کورتکس استخوان بریده می شود و جریان خون موضعی پریوست و آندوست حتی المقدور حفظ می گردد.

( Latency).. تاخیر

دوره زمانی بعد از کورتیکوتومی و قبل از شروع دیستراشکشن است که در این دوره،پاسخ ترمیمی اولیه دو سطح استخوان بریده شده را پل می زند.

rate  ریت

میزان دیستراکشن یا کمپرشن بر حسب میلی متر در روز را می گویند که به طور معمول یک میلی متر است.

(Rhythm) ریتم

تعداد دفعات دیستراکشن در روز است که فواصل آنها مساوی و مجموع آنها برابر با ریت است.

(Transforation Osteogenesis).. ترانسفور میشن استئوژنزیس

به مهنی ترکیب نیروی کمپرشن و دیستراکشن است که نسج غیر استخوانی ما بین دو سطح مثل فیبرو کار تیلاژ در نان یونین،حفره سینوویال در پسودوآرتروز،یا عضله در تاخیر یونیون به استخوان نرمال تبدیل می شود در بعضی موارد،ممکن است کورتیکوتومی استخوان مجاور نیز برای تقویت این پدیده انجام شود.

(Bone  Transportion)  انتقال استخوان

به معنی رژنریشن نقایص بین استخوانی با ترکیب دیستراکشن در یک ناحیه و ترانسفورمیشن استئوژنطیس در محل نقص استخوان است.

(Healing  Index) ایندکس ترمیمی

بافت شناسی

همان طور که انتظار می رود هیچ تفاوتی بین مراحل اولیه روش الیزاروف و ترمیم شکستگی وجود ندارد.هماتوم محتوی فیبرین و انفیلتراسیون و سلول های التهابی فاصله محل کورتیکوتومی را پر می کنند.در آغاز دیستراکشن،سلول های مزانشیمال شروع به سازماندهی یک پل فیبروواسکولر،متشکل از کلاژن و سینوزوئیدهای عروقی نابالغ می نمایند.با شروع دیستراکشن،این پل فیبرو واسکولر خود را موازی با جهت دیستراکشن قرار می دهد.تراکم و حجم عروق شبکه کلاژنی این پل،مابین دو سطح استخوان می یابد  همانند تاندن می شود در حالی که کانال های عروقی در لبه های سطوح بریده محل کورتیکوتومی باقی می مانند.

در طی هفته اول از دیستراکشن یک بافت فیبری نسبتا آاسکولار،موسوم به اینترزون فیبری تمام ناحیه گپ 6تا7میلی متری را پل می زند

(FIBROUS   HNTERZONE  FIZ)

سلول های دوکی شکل شبیه فیبرو بلاست به طور محدود مابین باندل های کلاژن پراکنده هستند.استئوئید و استئوبلاست وجود ندارند و مینرال استخوانی یافت نمی شود.

در طی هفته دوم از دیستراکشن سلول های استئو بلاست به صورت دسته هایی در مجاورت سینوزوئیدهای عروقی در دو سمت

ظاهر می شوند و باندل های کلاژن با ماتریکسی مشابه استئو ئید ترکیب می گردند.سلول های استئو بلاست در ابتدا برروی FIZ

سطح این اسپکول های استخوانی اولیه قرار می گیرند،اما نهایتا با رسوب محیطی کلاژن و استئوئید و نتیجتا بزرگ شدن آنها،در داخل اسپکول محصور می شوند.در اواخر هفته دوم مینرالیزاسیون استئوئید شروع می شود.این اسپکول های اولیه استخوانی موسوم به جبهه

) از سطوحstalagmite)و استالاگمیت(stalagtite)همانند استالاکتیت (primary  mineralization front)مینرالیزاسیون اولیه

مرکزی گسترش می یابند.این روند استئوژنیک به طور یکنواخت کل سطح مقطع استخوان شامل بر پوسهت،FIZکورتیکوتومی به

کورتکس و اسپونژیوزای مدولای را می پوشاند.

در مرکز با ضخامت حدود 6 میلی متر ادامه می یابد.با افزایش گپ دیستراکشنFIZ از هفته سوم به بعد،این پدیده با متراکم شدن

اسپکول های استخوان جدید طویل می شو ند و پل تشکیل می دهند . نوک اسپکول ها حدود 10-7 میکرون و قاعده آنها در محل کورتیکوتومی تا 150میکرون قطر دارند.سینوزوئیدهای بزرگ با دیواره نازک هر یک از ستون های میکروسکوپی استخوان جدید را  محاصره      (Microcoloumn formation)می کنند و به این ترتیب میکروکالمن تشکیل می شود

گپ را به طور کامل پل می زند.در طی این6 هفته از کانسولیدیشنMCFاستخوانی می شود و با ایجاد یک ناحیه FIZدر خاتمه دیستراکشن،

تحمل وزن بر اندام انجام می شود.در طی 6هفته بعد از برداشتن دستگاه،ناحیه استئوژنیک به کورتکس و کانال مدولاری تشکیل می دهد. در رنگ آمیزی بافت شناسی ستون های استخوانی به صورت خطوط سیمانی و استئوسیت های کوچک محصور در لاکون ها ، همانند استخوان لاملر ماچور دیده می شوند.بافت فیبرو واسکولر که فضای اطراف ستون های استخوانی را پر کرده است با عناصر مغز استخوان ظاهرا نرمال جایگزین می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *